+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 18:35  توسط حبیب پرتاری
|
. . . و من هر بار خودم را از ريسمان داستاني آويخته ام و بي تقلا مرده ام . نميدانم . شايد اين جان سختي از عشق است كه دوباره بلند ميشوم و براي مردني ديگر خودم را ميكشم . هرچه هست براي تماشاي اين مرگهايم دلتنگ ديدارتان هستم .